دیگه صب که بیدار میشم اولین کاری که میکنم چک کردن وبلاگه! دلمم نمیاد پرهام هرشب اینهمه اذیت بشه و احساس اجبار کنه برای نوشتن، اما دروغ چرا این نوشته ها بقدری هیجان زدم میکنه که تا عاخر روز احساس خوشبختی بهم دس میده! خب هرکسی یه راهی واسه احساس خوشالی داره واسه منم کلمه ها بیشترین نقشو تو این زمینه ایفا میکنن! هنوزم بهترین یادگاری هایی که از پرهام دارمو بعد سال ها هنوزم اشکمو درمیاره، نامه هاشه! بگذریم..امروز فک کنم 15 تیره. یعنی تیرماهو نصف کردیم! باورش سخته چون رسیدن به این روزا واسه منو پرهام رویا بود!
استرسای پرهامو خیلی درک میکنم، اما راستش من انقد حسای خوبی دارم که اصلا فک نمیکنم مشگلی پی
برچسب: قفل,مغزی,
نویسنده: هستی ابراهیمی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 11:03